در این یک ماه چه به سر من اومد؟
سلام سلام سلام حالتون ؟ احوالتون ؟ همه خوبین ؟ خدا رو 99999+1 مرتبه شکر !
من بالاخره برگشتم باور کنید هیچ جا خونه ی آدم نمیشه ،... به خدا !
نمی دونم از کجا شروع کنم . حالا بازم بد نیست موضوعی پیدا کردم که می تونم 3 تا پست (آپ)رو باهاش پر کنم ! ولی سرتونو درد نمیارم این بیست روز و اندی رو توی همین یه آپ براتون می گم . از اولشم می گم تازه من از روز اول سفر چیزای مهم رو می نوشتم !.
اما قبلش یه چند تا چیز رو بگم ، اینکه آرزو خانوم طبق معمول فعال ترین فرد توی این 20 ، 25 روز بود. اون توی این یه ماه وبلاگ اصلیش هک شد
.یه وب جدید زد که اونم هک شد !
حالا 3 باره وبلاگ زده
. اینم آدرس وب جدیدش .
http://allstars-kh.blogfa.ir
در ضمن توی پست قبلی
آرزو
نیم قرن ! یعنی 50 تا کامنت یا نظر داد که رکورد رو فعلا در اختیار گرفته هر چند که دو سوم نظراش مثله خودش چرت بودن ! 

البته شوخی کردم .
آرزو خانوم
تاج سر ما هستن ! البته بعد از
آبجی نرگسم
که اونم ما رو ناراحت کرده و گفته دیگه بی خیال وبلاگ شده !

البته از یه منظر خصوصی با خبری که داده خوش به حالمون شده ! می خواد خطشو ........ اصلا به شما چه ؟ مگه نگفتم خصوصیه ؟
... توی این مدتم یه کلمه زبان گیلکی هم یاد گرفتیم و اونم این بود که مارمولک به گیلکی می شه " چوچار " !
البته مارمولک به زبون خودمون ( کردی)
میشه " مارمیولک "
!!البته واسه تلفظش به جای و بگین ویو! می دونم سخته ! زیر حرف ل هم کسره بزارید حالا بخونید : مارمولک !!
حالا هر کدومتون که شهرستانی هستین ( مثله خود من
) بگین که به زبون محلیتون مارمولک چی می شه ؟ مثله به ترکی یا لری .
حالا بهتر نیست یه کم از خاطرات این یه ماه بگم ؟
اصلا ما چرا رفتیم سنندج ؟ خونه ی خالم توی سنندجه بعدشم تقریبا یک ماهه پیش (19 مرداد اگه اشتباه نکنم ) روز مبعث عروسی پسر خالم ( فرشاد ) بود ما هم که خوب موقعی آقا ... خوب موقعی برنامه رو چیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم سنندج . چون دائیم هم اومده بود آخه دائیم توی فرانسه استاد دانشگاست یه زن فرانسوی هم داره که اونم استاده دانشگاست
. عکساشونم دزدکی !( اگه بدونن پدرمو در میارن ) آپلود کردم گذاشتم توی ادامه ی مطلب .دائیم 3 تا بچه داره دو تا دختر یه پسر ! .
مریم
و مینا و دیوید . اسم زن دائیم هم کریستینه . دختر دائیم مریم خیلی خوشگله ولی بد عکسه یعنی توی عکسا بد افتاده بعدشم فارسی رو اصلا نمی تونن خوب صحبت کنن خدا قسمت ما کنه !
. یه کلمه فارسی میگن 10 تا ق توشه !!! آخه توی بیشتر کلمات فرانسوی حرف ق وجود داره .
خلاصه اینکه منم چند کلمه ی فارسی و انگلیسی دست و پا شکسته باهاش صحبت کردم
. یه چیزی که خیلی برام عجیب بود ، اهمیت مادرشون کریستین به حجابشون بود . خیلی جالب بود توی فرانسه ، چه توی خونه ، چه توی مدرسه شلوار و جوراب می پوشن . هم پدرشون تعریف کرد ، هم عکساشونو دیدم . اما بی خیال مراسم عروسی و اینکه خونه ی دائیم روز بعد عروسی برگشتن ، که اگه بخام بگم یه عالمه میشه ، ما تقریبا اواخر مرداد بود ...آره اون موقعه ها بود که از سنندج و خونه ی خالم رفتیم یادمه دو ، سه روز بعد از بازی
استقلال
و استقلال اهواز بود که رفتیم دیواندره ، یکی از شهرهای کردستان.(چه حال توپی پیدا کردم وقتی SS جونم برد تازه با گل برتری بخش کی ؟
میثم 
جونم که من فداش شم ! من امسالو فقط به خاطر میثم منیعی و حمید شفیعی بازی های استقلال رو می بینم !! هر چند که با اون بازی عوضیشون مقابله ملوان جلوی این پرسپولیسی های بی تمدن ضایعمون کردن ! هر چند 31 بازی دیگه مونده ! بازی مس رو هم یادم رفت ! آخه میثم جوون چرا پنالتی رو گل نکردی ؟ ولی با اون پاس گلی که به حمید جوون داد پنالتی رو از یادمون برد ! ) ولی یادم رفت از زیبائیهای سنندج بگم . باور کنید ... اصلا گور بابای شمال ! من آخرین بار 5 ساله پیش اومدم سنندج . از اون موقع تا حالا این شهر زمین تا زیر زمین !! فرق کرده ! مغازه هاش که تا ساعت 3 صبح باز بود ! باور کنید ... البته توی شهر های بزرگ و توریستی مثله مشهد و اصفهان این چیز طبیعیه ولی نه تا این حد که از 15 مغازه ، 14 تاش باز باشه !!پسر خالم گفت اگه می خای بیای دختر بازی باید ساعت 1 شب بزنی از خونه بیرون !!! اگه سنندج نرفتین ضرر بزرگی کردین حتما ساله دیگه برید ... کردستان یه منطقه ی کاملا کوهستانیه که توش زنبور عسل تا دلت بخاد ، پرورش می دن . از مناطق قشنگشم ، دریاچه زریوار و پارک آبیدره که یه دنیا می ارزه . ( من ندید بدید نیستم ولی با همه ی احترامی که واسه ی همه ی شهرهای ایران قائلم ، سنندج یه طرف ، کل ایران یه طرف !!!!!! ولی هنوزم نمی فهمم که هلیا چرا میگه از سنندج و مردمش متنفره !؟ )یه چشمه ی آب معدنی داشت که اگه اشتباه نشنیده باشم اسمش گواز یا پیر صالح بود که یه عمر دیگه به آدم میده وقتی می ری توش !. البته یه چیزایی شنیدم و فکر کنم این ها اسم دو تا چشمه بود !! (من اسم همه ی اینا رو نوشتم !) عمارت خسرو آباد و موزه ی سنندج رو هم یه سری زدیم پل قشلاقم بدک نبود و بازار سنندج ( که واستون گفتم ) زیارتگاه امام زاده پیر عمر ، هم جالب بودن که ما دیدیم .
اما داشتم می گفتم از سنندج رفتیم دیوان دره . بقیه ی شهر ها رو ما فقط گذری رد شدیم و جای خاصی رو دیدن نکردیم . در ضمن تا یادم نرفته بگم چون طبق پیش بینی ها ، سفر ما طولانی می شد ، ما با اتوبوس رفتیم ! آیدا جون باز نگی بنزین کم نیارین ها ؟؟؟. صدقه ی سر احمقی نژاد!! کی دیگه با خودروی شخصی می ره سفر ؟ دلم خوش بود نصف سفر رو خودم اون 206 رو می رونم !ولی بازم بد نبود باور کنید سفر دست جمعی و با تعداد زیاد خیلییییییییییی می چسبه ! ما در کل 6 خانواده بودیم و حدود 20 ، 25 نفر . بعد از دیوان دره به ترتیب از این شهر ها رد شدیم.
بوکان – میان دو آب – بنباب – آذر شهر – واسه شام هم رفتیم تبریز . – صبح روز بعد راه افتادیم رفتیم هشت رود . نکته : شب توی تبریز رو هم توی مهمانسرا خسپیدیم ! – میانه و بعد زنجان ( البته من فقط اسم شهر های بزرگ و معروف رو میگم ) به اصرار من رفتیم زنجان رو بگردیم . که البته همه هم از خداشون بود . آخه الهه یکی از دوستای اینترنتیم .... بود!
چون خودش دیگه همه چیزو زده به هم
(http://angelinajolie2007.blogfa.ir) اون اهل زنجانه ( و به خاطر یه چیز ساده همه چیز رو به هم زد
اونم به خاطر یکی از دوستاش که حوصله ی توضیح دادن ندارم
) منم بدم نیومد شهرشونو ببینم ولی ای کاش پام میشکستو از اتوبوس پایین نمی اومدم . اگه الی قبلش گفته بود Bye for ever (!!)
من نمی گفتم پیاده شیم
. زنجان شهر کوچیکیه یعنی بهتر بگم کمی از ایلام کوچیک تره و چیزای قشنگ این استان ... راستش ... اینطور بگم بهتره اگه دیدنی های زیادی داره ما به خاطر وقت کممون نتونستیم همه چیز قشنگ زنجان رو ببینیم. ما تونستیم اینا رو ببینیم بنای شهر زنجان که مرکز این استانه ، بعد ، گنبد سلطانیه ، که اگه اشتباه نکنم ، 40 ، 50 کیلومتریه زنجانه ، مقبره ی حلبی اغلی (!!)
که اسم عجیبی داشت ، بعدشم بازار زنجان رو دیدیم که واقعاً قشنگ بود
. این بازار به دو قسمت بالا و پائین تقسیم می شه . خیلی قدیمی بود . چند تا کاروانسرا و مسجد و گرمابه ی تاریخی داشت که اینجاش ... خیلی جالب بود و خیلی قشنگ
. چون یکی از اون 25 نفری که با ما بود چند سالی توی زنجان بود جاهای خوب شهر رو می دونست ولی وقت نداشتیم که همه جا رو ببینیم
.ناهار رو تو زنجان خوردیم (نمک گیرمونم کردن !
) . بعد از شهر های نسبتا بزرگ زنجان ، از صائین قلعه و ابهر رد شدیم . تا وارد قزوین شدیم . البته قبلش از تاکستان رد شدیم . درخت بزرگ پلاستیکی میوه ی انگور تاکستان هم از قسمت خروجیش واسه ما ، و از قزوین بیای میشه قسمت ورودی ، تنها چیز جالبی بود که ما دیدیم ! البته من می ترسیدم پیاده شم !!! 
می دونین که ...!!!
اونجام تا دلت بخاد انگور فروشی بود . دیگه شب من خوابیده بودم که صبحش رسیده بودیم نوشهر . این اولین و آخرین باری بود که شب رو توی اتوبوس موندیم . این همه سریع می رفتیم به خاطر این بود که توقف اصل کاری توی مشهد و اصفهان بود . واسه ی ناهار و شام هم که توقف می کردیم . سرتونو درد نیارم ما از این شهر ها عبور کردیم ( البته نه اینکه فقط رد شیم ، توقف های ما اینجا استثنا عن !! کمی زیاد بود . واسه خرید ، تفریح ، شهر بازی واسه بچه ها ، که من دیگه وارد جزئیات نمی شم ! می گم بچه آخه 3 تا خواهر زاده ی قد و نیم قد دارم ! سوگل ، سارینا و ایلیا 3 تا خواهر زاده ی منن. این اطلاعات رو هم هیچ جا رو نکرده بودم ! اینا از 2 تا خواهرم هستن ها ؟ ) داشتم می گفتم . از این شهر ها عبور کردیم :
آمل – ساری – بهشهر – گرگان – علی آباد – گنبد قابوس – اشخانه (!!) – بجنورد – شیروان – قوچان و بالاخره مشهد . منم واسه وبلاگم یه دفتر از اول سفر دستم بود هی می نوشتم . به خاطر شما ها این کارو کردم و چقدرم توی راه همه مسخرم کردن !
قربون خراسون ها برم ، هر 3 تاش ، چه شمالی ، چه رضوی ، چه جنوبی ، همش بیابون بود ! مثله 2 ساله پیش که اومده بودیم مشهد . روز اول که رسیدیم تقریبا غروب بود . می خواستیم هتل روبروی حرم رو کرایه کنیم که با شنیدن مبلغ اقامت یک شب برای هر نفر گفتیم : ببخشید در خروجی کو ؟! برگشتیم و هر جور شده بود یه مهمانسرا رو پیدا کردیم . اونجا بد نبود . در ضمن ما مخمون ایراد داشت بعدش گفتیم : چرا توی اتوبوس نخوابیدیم ؟!! روبروی مهمانسرام یه کافی نت بود که من چند باری اومدم نت . دمشون گرم ! صبح روز بعد که فکر کنم 2 یا 3 شهریور می شد ، رفتیم زیارت . جاتون خالی . نایب زیاره ی همه بودیم شب میلاد حضرت مهدی (عج) خیلی شلوغ بود خیلی !! ( نرگس جون اگه در این خصوص سوالی واست پیش اومده بگو تا توضیح بدم اگرم نیومده و رفتی تو فکر ولش کن بی خیال !!
) ما توی مشهد بودیم که این پرسپولیس لعنتی
ابومسلم رو 3-0 برد ! چقدر قدم ما نحس بود ! خدا بمون رحم کنه واسه دربی ! این قطبی ضد انقلابی ، ساواکی ! 
خجالت نمیکشه هی فرت و فرت پشت سر هم هی می بره !!
حالا بی خیال فوتبال . در کل 5 روز توی مشهد موندیم . دیگه زیارتامونو کردیم و کوله بار برگشت رو بستیم . بعد از نیشابور عازم اصفهان شدیم . پس از سبزوار و شاهرود ، وارد دامغان شدیم بعد خود سمنان . سمنانم بازم مثله دو سال پیش فقط یه چیز داشت : بیابون ! آدما سوار شتر توی خیابونا بودن ! هوای سمنان خیلی گرم بود ، خیلی . خلاصه اگه اشتباه نکنم 7 شهریور وارد کاشان شدیم ، بعدشم نطنز ، شاهین شهر ، دولت آباد ، تا رسیدیم به خود اصفهان که ساعت 8 شب بود ، یادمه دقیقا 2 ، 3 دقیقه مونده بود به ساعت 7 . خونه ی خواهر دامادمون ( خواهر شوهر خواهرم !!
) توی اصفهان بود . ما هم قرار شد یه سه چار روزی مهمون ناخوانده ی اونا شیم ! خونه ی اونا توی محله ی " پاچنار " اصفهان بود می گفتند محله ی پولدارای اصفهانه راست و دروغش گردن راوی ! . صبح روز بعدش من با شروین ، خواهر زاده ی دامادمون رفتیم ولگردی اصفهان . نزدیک خونشون دو تا کلیسا بود یکی کلیسای معروف وانگ ( یا وان که تلفظشو بلد نیستم !
) و یکی هم کلیسای ماریا که می گفت کلیسای حضرت مریمه . البته اونجا اگه اشتباه نکنم ، دو تا خیابون نظری و غربی (؟؟) بود که تا دلتون بخاد اونجا ارامنه بود . یه چیزی شبیه دانشگاه یا هنرستان هم اونجا تو محله ی پاچنار بود که فکر کنم هنرجو ها اونجا بودن . من چیزی نپرسیدم ! حدس می زنم ! مسجد قدیمیه پاچنار هم اونجا بود که مثله اون هنرستانه ساختمانش قدیمی ، ولی قشنگ بود . خلاصه توی این سه چار روز هم رفتیم پل خواجو هم سی و یه پل و هم میدان امام یا نقش جهان . مسجد امام خمینی یا مسجد شاه ( که اسم دیگشه ) رو هم از نظر گذروندیم ! ( آرزو جون نترس من دستشوییمو رفتم ، جایی به گند کشیده نمیشه !
)اصفهانم شهر قشنگیه ولی حیف که نتونستم آبجیمو (
نرگس
http://shangoolak.blogfa.com ) ببینم . تازه دختر عمم
سارا
( http://mangoolak.blogfa.com ) هم رو ندیدم !
من اولین بارم بود که اصفهان رو دیدم . خلاصه بعد از خداحافظی تلخ !!!
9 شهریور رفتیم خمینی شهر بعد داران ، الیگودرز ، دورود ، زاغه ، خرم آباد و بالاخره برگشتیم خونه ی خودمون ، ایلام گلم!

خیلی خسته بودم یادمه ساعت 6 عصر رسیدیم . رفتم یه دوش گرفتم بعدشم خسپیدم تا ساعت 11 روز بعد !
شیرین ترین خواب زندگیم رو کردم !
که هرگز یادم نمیره ! 10 شهریور 1386! چیزی حدود 17 ساعت !!
حتی اون شبم شام نخوردم . یعنی هیششششششکی حاله شام خوردن نداشت ! الآنم که سر و مورو گنده !
هستیم خدمت شما ! ببخشید که توی این چیزی حدود یه ماه نبودم . البته بودم به لطف کافی نت ها فقط آپ نکردم.
و همچنین ممنون از کسایی که اومدن و سر زدن . الآن دیگه چهلم پدر نیلوفر گذشته .بازم اظهار تاسف می کنم واسه ی نیلوفر که تقریبا 40 ، 50 روز پیش پدرشو از دست داد. باورم نمیشه که این یک ماه رو تونستم توی 50 ، 55 خط بنویسم !!
خوب دیگه امروز چند تا عکس واستون گذاشتم . راستی رمضونم نزدیکه من امسال تصمیم گرفتم رکورد بشکونم و روزه بگیرم !
شمام بگیرین .
اون بالام یادمه گفتم که عکسای دختر دائیام و پسر دائیمو گذاشتم توی ادامه ی مطلب. اسمشونم مریم ، مینا و دیویده . اسم زن دائیمم کریستیه برین ببینین .
می دونم هیشکدومتون این همه مطلب رو نخوندیدن !
. .....
من فقط گزارشمو دادم.
دوباره از
آرزوجوون
تقدیر به عمل میارم !
جایزه شم محفوظه خودش می دونه جایزش چیه !
به اندازه ی تعداد نظرهایی که داده یه جایزه ی ویژه تقدیمش می کنم !

. شاد باشید .

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Aftabeh_Benzin_Marm0o0lak.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Banke_Meli_Feat%21%21_Marm0o0lak_1.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Banke_Meli_Feat%21%21_Marm0o0lak_2.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Feast_Street_Marm0o0lak_1.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Feast_Street_Marm0o0lak_2.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Feast_Street_Marm0o0lak_3.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Feast_Street_Marm0o0lak_4.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Feast_Street_Marm0o0lak_5.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Feast_Street_Marm0o0lak_6.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Girls_From_Of_Tehran_Marm0o0lak_1.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Girls_From_Of_Tehran_Marm0o0lak_2.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Girls_From_Of_Tehran_Marm0o0lak_۳.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Girls_From_Of_Tehran_Marm0o0lak_4.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Girls_From_Of_Tehran_Marm0o0lak_5.jpg


آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Miss_Arab_Beautiful_Monarch_Marm0o0lak_1.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Miss_Arab_Beautiful_Monarch_Marm0o0lak_2.jpg

آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Miss_Arab_Beautiful_Monarch_Marm0o0lak_3.jpg
آدرس عکس :
http://marm0o0lak.persiangig.com/Iranian_Girls_From_Of_Tehran_Marm0o0lak_6.jpg